— -فایل مقاله-259)

دانشگاه آزاد اسلامی
واحد ساری
گرایش:حقوق جزا و جرم شناسی
عنوان
نظریات آنریکو فری در مورد ویژگی های جرم
استاد :
نگارش
مهروند واحدی مقدم
بهار 1394
فهرست مطالب
TOC h z t "فهرست;1" چکیده PAGEREF _Toc422581340 h 1واژگان کلیدی:جرم،آنریکو فری،جامعه شناسی. PAGEREF _Toc422581341 h 1مقدمه PAGEREF _Toc422581342 h 2بیان مساله PAGEREF _Toc422581343 h 3مبحث اول-مفهوم جرم PAGEREF _Toc422581344 h 4گفتار اول-تعریف جرم در لغت PAGEREF _Toc422581345 h 4گفتار دوم-تعریف جرم در جامعه PAGEREF _Toc422581346 h 4گفتار سوم-جرم از دیدگاه جامعه شناسان PAGEREF _Toc422581347 h 5مبحث دوم-آنریکو فری و اندیشه های او PAGEREF _Toc422581348 h 6مبحث سوم-علل وقوع جرم از نظر آنریکو فری PAGEREF _Toc422581349 h 9مبحث چهارم-تاثیرات نظریات آنریکو فری PAGEREF _Toc422581350 h 18گفتار اول-ابداع جامعه شناسی کیفری PAGEREF _Toc422581351 h 18گفتار دوم- آشتی دهنده مکتب جرم شناسی ایتالیایی و واقعیات انکارناپذیر جرم شناسی PAGEREF _Toc422581352 h 18گفتار سوم- ابداع نگاه ترکیبی به علت جرم PAGEREF _Toc422581353 h 19نتیجه گیری PAGEREF _Toc422581354 h 21فهرست منابع PAGEREF _Toc422581355 h 22
چکیدهتوجه فری به جامعه شناسی بدان معنا نیست که او یکی از اعضای مکتب ایتالیایی جرم شناسی تلقی نمی شود. برای مطمئن شدن در برخی جهات او جدا از سایر اعضای این مکتب قرار می گیرد زیرا نگاهش به مساله جرم ترکیبی تر و فراگیر تر است. مکتب ایتالیایی جرم شناسی، که می تواند به وسیله روش تبیین، معرفی شود، عموما بر فاکتورهای زیست شناختی در جرم تاکید دارد. بر این اساس آنها تاکید زیادی بر مطالعات انسان شناختی از مجرم و تاکید ویژه ای بر دکترین مجرم بالفطره بطوری که یک تیپ آناتومیک روشن را شکل می دهد، دارند.فری تا چه حد بر این دکترین های تیپیکال صحه می گذارد ما باید بررسی کنیم. کفایت می کند که در این جا گفته شود که او به عنوان یک شاگرد لمبروزو آماده است که ببیند آن حقایقی که در این نظریات وجود دارد. بر این اساس فری متمایز است به عنوان یک مدافع مکتب ایتالیایی و به عنوان آشتی دهنده HYPERLINK "https://www.blogger.com/blogger.g?blogID=2243778275644417404" l "_ftn15"  نظریات آنها با واقعیت های ظاهرا متعارض در عرصه جرم شناسی.
واژگان کلیدی:جرم،آنریکو فری،جامعه شناسی.مقدمههنجار و ناهنجاری دو واژه‌ای است که در علوم اجتماعی نقش بی بدیلی بازی می‌کنند. از همین رو یکی از دغدغه های اندیشمندان جوامع بشری طراحی ومهندسی مدینه فاضله ایی است که ساکنان آن بتوانند در آسایش و آرامش نسبی زندگی کنند و از رفتارهای هنجارمند برخوردار باشند و لذا بر این مبنا سعی می‌نمایند که جوامع مختلف را به سوی تعالی و کمال سوق دهند، اما نمی‌توان انکار کرد که آن چه نگاه ویژه‌ای را از سوی جامعه‌شناسان معطوف به جامعه نمود، بیش از آنکه تبیین هنجارهای اجتماعی باشد، تبیین نابهنجاری های صورت گرفته از سوی افراد جامعه است. از سوی دیگر هنجار شکنی و یا به تعبیر خاص تری بزهکاری یک پدیده بسیار پیچیده اجتماعی است که در محیط های مختلف اجتماعی به شکل های متفاوت دیده می‌شود. تعریف بزه و رفتار بزهکارانه در هر جامعه‌ای هم توسط قوانین حقوقی و هم توسط هنجارهای اجتماعی آن جامعه مشخص می‌شود. در حال حاضر مسئله اجتماعی به معنای عام و آسیب های اجتماعی در رویکردی خاص، جزء لاینفک هر جامعه‌ای شده است. این پدیده هم در جوامع سنتی روی می‌دهد و هم در جامعه مدرن یعنی نمی‌توان جامعه‌ای را پیدا کرد که تحولات مدرن را در بر داشته باشد ولی با مسئله اجتماعی روبرو نباشد. بنابراین مسئله اجتماعی وقتی بروز می‌کند که بین وضع موجود و وضع مطلوب مردم تفاوت محسوسی باشد که در صورت تداوم، زمینه های کژ رفتاری را پدید می‌آورد. البته در جوامعی که در حال تجربه گذار از سنت به مدرنیته هستند این تفاوت محسوس تر است. به هرحال در این مورد تفاوتی بین جوامع وجود ندارد بلکه در همه جوامع، انواع جنایت ها مشاهده می‌شود و هیچ جامعه‌ای نیست که با مسئله مجنایتیت رو به رو نباشد.
بیان مساله پیدایش جوامع و ارتکاب جنایت از آغاز با یکدیگر همراه بوده اند، به طوری که امروزه مسئله کجروی و بزه کاری و جنایت به صورت یکی از حادترین مسائل اجتماعی جوامع مختلف در آمده است. فری یک نگاه ترکیبی به مساله جرم که به حق باید جامعه شناختی خوانده شود، به ما ارائه می دهد. ممکن است تئوری او را به اختصار این گونه بیان کرد که او جرم را ناشی از ناهنجاری اجتماعی و بیولوژیک می یافت که حداقل در بخشی حقیقتا توسط نیروهای فرا اجتماعی تولید می‎شود.دکترین فری اساسا از به رسمیت شناختن سه مجموعه متفاوت از عناصر جرم تشکیل می‎شود: یعنی آنهایی که مربوط به محیط جغرافیایی یا فیزیکی هستند، آنهایی که مربوط به اساس شخصیت افراد هستند و آنهایی که به محیط اجتماعی ربط دارند. فری این سه عنصر متفاوت را انسان‎شناختی فیزیکی یا زمینی و اجتماعی نامید.
مبحث اول-مفهوم جرمگفتار اول-تعریف جرم در لغتجرم در لغت به معنای «گناه» آمده است.همانگونه که اقدام منفی به صورت فعل هم مشمول مجازات است انجام ندادن یک فعل و عدم اقدام به آن هم قابلیت پیگیری کیفری دارد و مجازات خاص خود را هم خواهد داشت.«جرم عمل یا خودداری از عملی است که مخالف نظم و صلح و آرامش اجتماع بوده و از همین حیث مجازاتی برای آن تعیین نموده باشد.»انجام تخلف و جرم از ناحیه افراد عموماً به صورت مختلف صورت می گیرد و بر اساس آن مجازاتهای مربوط به جرائم در قانون مدون شده است.«جرم مخالفت با اوامر و نواهی کتاب و سنت یا ارتکاب عملی است که به تباهی فرد یا جامعه بیانجامد. هر جرم را کیفری است که شارع بدان تصریح کرده یا اختیار آن را به ولی سپرده است.»
در ایران نیز بزهکاری به کل جرایمی گفته می شود که در صورت ارتکاب به موجب قوانین قصاص، دیات، حدود و تعزیرات دارای مجازات هستند.
گفتار دوم-تعریف جرم در جامعهدر اصطلاح، علیرغم تعاریف زیادی که از جرم شده هنوز هم این موفقیّت به دست نیامده تا از جرم، آن چنان تعریفی به عمل آید که مورد قبول همگان قرار گیرد و در زمان و مکان واجد ارزش باشد و دلیل این امر نیز اینست که پدیدۀ جرم بر حسب نظر دانشمندان و محققان دارای مبانی و صور گوناگون بوده، به سخنی دیگر، آنچه که از نظر یکی جرم محسوب می‌شود بر حسب دیگری نه تنها ممکن است عنوان جرم به خود نگیرد، بلکه امکان دارد که حتی عملی پسندیده به شمار آید. محیط اجتماعی بر اثر عوامل مختلفی، افراد را به طرف ارتکاب جرم می کشاند، پس لازم است برای بررسی بهتر موضوع، محیط اجتماعی را از چند منظر مورد بررسی قرار دهیم..ادواردگلور می نویسد:« دختران خانواده های کارگر فقیر از سن ۱۰ سالگی به مسایل جنسی پی می برند چون سرپرست و مربی شایسته ای ندارند. از همان سن بلوغ با همسالان خود در این خصوص صحبت کرده، تماس می گیرند و پس از بلوغ حجب و حیا نمی شناسند و این عمل را یکی از وسایل لازم زندگی فرض می کنند.»بنابراین در جامعه ای که توزیع ثروت به صورت عادلانه صورت نمی گیرد، هر روز شاهد فقیرتر شدن فقرا و غنی تر شدن ثروتمندان خواهیم بود که این امر باعث افزایش فاصله طبقاتی شده و اثرات مخربی را در پی دارد که از جمله آن پیدایش جرم و اشاعه آن در جامعه است.
گفتار سوم-جرم از دیدگاه جامعه شناساناز دیدگاه‌شناسان، جرم مخالف با نظم یا مخالف از ضوابط ارزش‌های در جامعه. این و ارزش‌ها بر آمده افکار، عقاید و شرایط و اجتماعی جامعه. جرم شامل عملی است که به احساسات قوی جمعی آسیب وارد می‌کند. ازنگاه دورکم جرم از سویی نیز عاملی در سلامت عمومی و جزیی جدایی ناپذیر از جامعه سالم است و از این منظر عادی است چرا که ممکن نیست جامعه‌ای بدون جرم باشد. به‌نظر برخی‌شناسان، مخالفت با قواعدی تخلف آن‌ها همواره، در هر دسته اجتماعی، جرم به شمار می‌رود، جرم نامیده‌شود.
از دیدگاه جامعه‌شناسی جرم پدیده‌ای است ضد اجتماعی که موجب اختلال در نظم و امنیت جامعه و کشور می‌شود و حفظ حقوق جامعه در قبال تجاوز و در عین حال پاسداری از حقوق فردی وظیفه حقوق جزا و قانون می‌باشد. اما در قانون و مجازات اسلامی هر فعل ترک که قانون آن تعیین باشد، جرم می‌شود. تعیین جرم و تعقیب و کیفر بزهکاران در انحصار دولت است نه اشخاص خصوصی و لذا اجرای قواعد حقوقی جزا با محاکم دادگستری است.
پدیده جرم یکی از بزرگترین مشکلات اجتماعی و از خطرناکترین آفت های ممکن می‌باشد، با مروری بر تاریخ در می‌یابیم پیشگیری از جرم در تاریخ عمدتاً به مفهوم پیشگیری از تکرار جرم بوده نه پیشگیری از وقوع جرم. هر گونه اقدام پیشگیرانه باید بر طبقات خاصی از جرایم متمرکز باشد چرا که انگیزه ها و شیوه های اقدام بزهکاران ممکن است حتی برای جرایمی که در ظاهر مشابه هم به نظرمی رسند بسیار متفاوت هم باشند.
مبحث دوم-آنریکو فری و اندیشه های اوانریکو فری زاده ۲۵ فوریه ۱۸۵۶ در لومباردی - ۱۲ آوریل ۱۹۲۹ جرم‌شناس و سیاست‌مدار سوسیالیست اهل ایتالیا بود. فری شاگرد سزار لومبروزو و از پایه‌گذاران مکتب جرم‌شناسی پوزیتویستی بود. وی بر تأثیر عوامل اجتماعی و محیطی بر وقوع جرم تأکید داشت و کتاب جامعه‌شناسی جنایی را در سال ۱۸۸۴ نوشت. فری در این کتاب پدیده مجرمانه را ترکیبی از عوامل درونی و برونی، و فردی و اجتماعی توصیف کرده و نشان داد که تغییرات محیطی مانند قحطی، سیل، انقلاب‌ها و ... همواره تغییراتی را در میزان شیوع جرایم مختلف موجب می‌شوند.
فری در سال ۱۸۸۶ به نمایندگی در پارلمان ایتالیا انتخاب شد. در سال ۱۸۹۳ به حزب سوسیالیست ایتالیا پیوست و سردبیری نشریه رسمی این حزب آوانته را برعهده داشت. آثار او منبع اصلی تنظیم قانون مجازات آرژانتین در سال ۱۹۲۱ بود.
یکی دیگر از آثار قلمی و فکری انریکوفری طرح قانون جزای سال 1921 ایتالیا است که بنا بگفته وارنر رئیس انستیتوی آمریکائی حقوق جزا بعد از مجموعه قوانین ژوستینین و کتاب جرائم و مجازات ها تألیف بکاریا و مجموعه قوانین ناپلئون چهارمین رکن مقررات جزائی دنیا محسوب می شود- گرچه طرح قانونی مذکور عملی نگردید ولیاغلب از کشورها قوانین جزائی خود را براساس این طرح پی ریزی کردندو میتوان گفت که مقررات ابدیع و ابتکارات جالبی که در بعضی از قوانین جزائی دنیا دیده میشود ثمره افکار بلند این استادگرانمایه حقوق جزای ایتالیا است- در طرح قانونی جزای سال 1921 ایتالیا اثر فری مجازاتهای مختلف و متنوعی پیش بینی گردیده که از آنجمله جریمه نقدی منع از اقامت و اجبا باقامت در محل معین- الزام بانجام بعض کارها منع از اشتغال به بعض از حرف و مشاغل- سلب آزادی را می توان نام برد و برای اطفال بزهکار نظارت و نگهداری در مدارس حرفه ای یا اردوهای کار یا سازمانهای مخصوص کشاورزی پیش بینی شده است و برای بزهکاران مختل المشاعر مؤسسات تأمینی واردوگاههای خاص در نظر گرفته شده است و در ضمن بیان انواع مجازاتهای تبعی بانتشار حکم محکومیت بزهکار- دادن تضمین حسن رفتار- سلب حق اشتغال بکار معین- محرومیت موقت یا دائم از خدمات دولتی اشاره شده و در این طرح مخصوصا بجبران خسارت ناشی از جرم توجه کامل بعمل آمده است. انریکوفری نه تنها در امور جزائی و تدوین قوانین جزائی استادی پر مایه بود بلکه امروزه همه او را مؤسس و بانی جرم شناسی(کریمینولوژی) میدانند و با اینکه اصطلاح کریمینولوژی اول بار در سال 1885 بوسیله گاروفابو بکار برده شد ولی انریکوفری بود که آنرا بصورت علم بجهانیان عرضه کرد و هم اوست که بحقوق جزا جنبه علمی داد و ثابت کرد که مسائل و موضوعات حقوق جزا باید از نضر علمی و براساس آزمایش و تجربه مورد بحث و بررسی قرار گیرد. انریکوفری ابتدا با علمای مکتب کلاسیک به مبارزه برخاست و عقاید آنان را سخت مورد انتقاد قرار داد ولی بعدا از حدت و شدت این مبارزه کاست و در کتاب حقوق جزا که در اواخر عمر برشته تحریر در آورد با طرفداران مکتب کلاسیک از در صلح و آشتی درآمد. عقاید و نظرات انریکوفری هنوز در نزد علمای جزا و جرم شناسی جالب توجه و قابل قبول است و عقیده او را در مکتب اثباتی که پیرو آن بود می توان در این جمله خلاصه کرد و گفت: مکتب اثباتی عبارت از بکار بردن طریقه تجربی در مطالعه جرائم و مجازاتها است. و هم اوست که میگوید: برای مرتبه آخر میگویم که اگر بمکتب خود عنوان اثباتی دادهایم برای آن نیست که از یک سیستم فلسفی پیروی می کنیم بلکه منحصرا برای آنست که طریقه مشاهده و تجربه را برای خود برگزیده ایم. وی اضافه میکند که جرم یک علم بشری است و برای بررسی آن لازم است شخص مجرم و محیطی که مجرم درآن مبادرت بارتکاب جرم کرده مطالعه و بررسی شود و حقوق جزا بجای اینکه بر مبنای اصول ماوراءالطبیعه و افکار فلسفی پایه گذاری شود باید براساس تحقیقات علمی و مشاهده و تجربه استوار گردد و اگر انریکوفری در طول فعالیت علمی خود بجرم شناسی توجه و عنایت بیشتری کرده دلیل بر آن نیست که می خواسته حقوق جزا را در جرم شناسی مستهلک سازد بلکه فری اعتقاد داشت که اصول حقوق جزا باید بر حقایق علمی که بوسیله جرم شناسی ثابت و محرز می گردد متکی باشد و بعوامل دیگر از قبیل سیاسی و اداری یا بعبارت دیگر سیاست جزائی کمتر توجه شود خود فری می گفت نظریه های من نباید اعلام مرگ حقوق جزا تلقی شود. فری باتبعیت از طریقه علمی وتجربی بیک نتیجه مهم رسیده که می توان آنرا چنین خلاصه کرد آنچه که برای جامعه خطرناک است جرمی که بوقوع پیوسته است نیست بلکه فعالیت شخصی است که مرتکب جرم شده و امکان دارد که درآینده نیز مرتکب جرم دیگری شود بنابراین مطالع وتحقیق درشخصیت مجرم باید مقدم بر مطالعه وبررسی نفس جرزم قرارگیرد وعدالت جزائی بر محور شخص مجرم استوار شود وبر اساس همین فکر ونظر انریکوفری مطالعاتی در احوال و روحیات مجرمین کرده ورابطه میان بزه وبزهکار و واکنش جامعه رادرمقابل بزه بخوبی تشریح وتوصیف کرده است.
مبحث سوم-علل وقوع جرم از نظر آنریکو فریفری درمطالعات خود سعی کرده است علل وقوع جرم راپیدا کند فری می گوید مجرمین مثل عوامل جرم متعدد هستند وهم اوست که مجرمین را به پنج دسته طبقه بندی کرده است گرچه نسبت به طبقه بندی پنچگانه فریایرداتی گرفته شده وادعا گردیده که طبقه بندی بزهکاران اصولا امری صحیحنیست وهر بزهکار برای خود وضعی خاص و حالتی ممتاز از دیگر بزهکاران دارد ولی بازعده ای را عقیده برآنست که طبقه بندی فری یکی از مهمترین یادگارهائی است که مکتب اثباتی ازخود بجای گذاشته است- فری بزهکاران را به پنج دسته ذیل طبقه بندی کرده است:
1- بزهکاران مختل المشاعر
2-بزهکارن بولادت (شاید گروهی تصور کنند اصطلاح بزهکاران بولادت ساخته لمبروزواست ولی اول بار این اصطلاح را انریکوفری بکار بر وانتساب وضع این اصطلاح به لمبروزو درست نیست.
3- بزهکاران بعادت
4- بزهکاران اتفاقی
5-بزهکاران شهوتی
. بنظر فری بزهکاران اتفاقی کسانی هستند که بعلت عدم قدت پیش بینی وقایع مرتکب جرم میشوند وحال آنکه مجرمین بولادت و مجرمین بعادت بسبب عدم حساسیت اخلاقی مرتکب بزه میگردند. درکتابی بنام بحثی درباره قتل نفس فری عوامل روحی که منجر بارتکاب انواع قتل نفس میشود مورد بحث قرداده ونشان میدهد چگونه عوامل روحی خاص منجربقتل نفس اتفاقی میشود یایک طبیعت حساس وعصبی چگونه مرتکب قتل نفس شهوی میگرددویا فردی که دچار تباهی وفساد شخصیت می باشد چگونه معتاد بقتل نفس میشود وبالاخره یک بیمار روانی چطور مسبب قتل دیگری میگردد واز این جاست که فری معتقد باصل جبروعدم اختیار ومسئولیت مجرم میشود.
فری یک جبری کامل بود واکتشافات علمی وی اورا دراین عقیده راسخت تر کرده بودواز اینرو جرم را پیدهای میدانست که منحصرا بوسیله عوامل طبیعی بوجود میآیدواین عقیده اورا بوضح قانونی بنام قانون اشباع جنائی واداشت که خلاصه آن ازقرار ذیل است: درهرسال سطح جنایات تحت تأثیر شرایط مختلف طبیعی واجتماعی که با تمایلات ارثی وکششهای اتفاقی افراد مرتبط است تعیین میشود.
از این قانون چنین نتیجه میگیرد که دریک محیط اجتماعی معین ودر شرایط فردی وطبیعی معلوم تعداد جرائم ثابت است گرچه این ادعای او اغراق آمیز بنظر میرسد ولی نشان میدهد که فری تا چه حد درحل مسائل بشری معتقد به پیروی از نظرات علمی بوده اسن. فری عوامل مولد جرم را نیز مثل بزهکاری طبقه بندی کرده است وعقیده دارد که عوامل مذکور بسه دسته تقسیم میشود:
عوامل بدنی وجسمی
. عوامل طبیعی.
3-عوامل اجتماعی.درمورد عوامل بدنی وجسمی ساختمان جسمی وروحی واخلاقی مجرم را در نظر میگیرد ومقصود وی از عوامل طبیعی عواملی است که محیط طبیعی از قیبل آب وهوا- وضع زمین- فصول- درجه حرارت وشرایط جوی ومحصولات کشاورزی وغیره ایجاد میکند ومقصود فری از عوامل اجتماعی میزان جمعیت- مذهب- تعلیم وتربیت وسازمان سیاسی واقتصادی ونظایر آن می باشد.فری باقبول اصل جبر ورد اختیار منکر جزائی بزهکاران شده وعقیده داشت که مسئولیت بزهکار یک مسئولیت قانونی بیش نیست واین مسئولیت منحصرا براساس اختلالی که«ظرفیت جنائی فرد درجامعه ایجاد میکند استوار است وگاروفالو درسال 1880 درمقام بیان وتوضیح «ظرفیت جنائی»اصطلاح Temibilite رابکار برد وسپس این اصطلاح بصورتهای دیگر عنوان گردید وامروزه علمای حقوق جزا و جرم شناسان بآن«حالت خطرناک»نام داده اند وبعقیده علمای مکتب اثباتی هدف واکنش جامعه علیه جرم مبارزه باحالت خطرناک مجرم است وبس ناگفته نماند که مقصود ازجبری که فری بآن اعتقاد داشت جبر فلسفی نبود بلکه جبر علمی بود وبعقیده او جرم شناسی تحقیق علمی درباره پدیده جنائی است که از قوانین خاص تبعیت میکند.
فری درمقاله ای که درسال 1928 یعنی یکسال قبل از مرگش درمجله بین المللی حقوق وجزا نگاشت اعلام کرد که اندازه گیری تقصیر اخلاقی بزهکار با فلسفه واحساسات عمومی وایمان مذهبی است ودولت صلاحیت این کار را ندارد وفقط خد میتواند در باره مسئولیت اخلاقی بشر قضاوت کند. ازاین جا بخوبی معلوم می شود که فری در اواخر عمذ از جنبه خشک تحقیقاتی علمی خود کاسته وبیک نوع مسئولیت اخلاقی موراء الطبیعه معتقد شده است. فری سپس در این مقاله از کشیشی یاد میکند که میگوید من مخالف عقیده علمای مکتب اثباتی هستم که میگویند تمام بزهکاران کم وبیش افراد غیر عادی وغیر طبیعی هستند اما قبول دارم که درمیان بزهکاران عده ای زیاد افراد غیر عادی دیده میشوندوافرادی که معنا آزاد باشند بسیار نادر هستند وفری از این بیان کشیش چنین نتیجه میگیرد که :فاصله بین ما آنطور که تصور میکنند زیاد نیست ولی این فاصله هیچوقت از طرف فری طی نشد وبالاخره حاضر نگردید که مسئولیت اخلاقی بزهکار رادر حقوق جزا وارد کند. آقای مارک آنسل مؤسس مکتب دفاع اجتماعی جدید در فرانسه درلین باره میگوید: «مکتب دفاع اجتماعی جدید برای هر فرد بشر تاحد نسبتا زیادی آزادی قبول دارد ویک سلسله ارزشهای معنوی را که مکتب اثباتی سعی درطرد آنها کرده بود دوباره درحقوق جزا وارد کرده است.
گروهی از جرم شناسان جدید نظیر دی تولیو ودوگرف وتلن عقیده دارند که پذیرش مسئولیت اخلاقی وکفاره و توبه بمنظور اصلاح مجرم ضرورت دارد. عدهای تصور میکنند چون انریکوفری پیرو جبر علمی بود بجنبه پیش گیری جرائم اعتقاد نداشت ولی بر عکس او عقیده داشت که افراد بشر ازسه دسته خارج نیستند یک دسته که تعداد آنها بسیار کم است افرادی شرافتمند میباشند که اگر قانون ودادگستری هم وجود نداشته باشد درهر حال از راه راست منحرف نمیشوند ومرتکب کناه وتقصیری نمگردند. دسته دوم اقلیت بدکاران هستند که درنتیجه عادت یا تمایل طبیعی وغریزی یا اختلال مشاعرمرتکب جرم می شوند ومجازات درآنها کوچکترین تأثیری ندارد. دسته سوم که اکثریت افرادجامعه هستند تمایلی بارتکاب جرم ندارند ولی آنقدرمتقی وپرهیزکار نیستند که درحال از راه راست منحرف نگردند وترس از مجازات آنها را ازارتکاب جرم باز میدارد. در عین حال فری عقیده داشت که اثر مجازات خیلی کمتر ازآنست که مردم تصور میکنند وامید بعدم کشف جرم وعدم محکومیت عامل موثر ارتکاب جرم درنزد اکثرمجرمین محسوب میشود. فری نسبت بفایده وتأثیر مجازات اعدام نیز مشکوک بود وعقیده داشت که بجای اعمال مجازات باید درصدد پیش گیری از وقوع جرائم برآمد وبرای این کار پیشنهادهائی کرده است که حتی الامکان از بروز جرم جلوگیری بعمل آید از جمله از لحاظ اقتصادی توصیه میکند که داد وستد کالا مهاجرت ومسافرت آزاد شود ومقررات مالیاتی بنفع مؤدیان اصلاح گرددوسازمانهای اعتبار کشاورزی وصندوق های روستائی ایجاد شود وفعالیت بانکی وحقوق کارمندان افزایش یابد وساعات کار محدود وخانه های ارزان قیمت وبنگاه های آموزش کشاورزی ایجاد گردد.
ازلحاظ سیاسی فری از یک حکومت ملی که حافظ حقوق و آزادیهای فردی باشد طرفداری میکند وراجعه بآراء عمومی (رفراندوم) راتوصیه مینماید وبرای اداره کشور بسیستم فدرالیسم علاقمندی نشان میدهد واز نظر علمی توسعه طرق جرم یابی عکاسی جنائی- تن پیمائی- انگشت نگاری- سم شناسی وغیره رابرای تشخیص مجرم و مبارزه باجرائم مفید میداند. از لحاظ مدنی واداری فری عقیده دارد که باید درمقررات قوانین مربوط به ازدواج ورسیدگی بدعاوی حقوقی تسهیلات لازم در نظر گرفته شود و بتأسیس نوانخانه ودارالایتام اقدام گردد واز تراکم زندانیان ونگهداری آنها درکنج زندانهای تنگ وتاریک خودداری شود. فری بالا بردن سطح زندگی خانوادگی وقبول طلاق ودادن حق تقدم در مشاغل دولتی بوردان متأهل و وضع مقررات خاصی برای فحشاء راموثر درجلوگیری ازارتکاب جرم میداند وبالاخره از لحاظ تربیتی فری اصلاح مدارس و جلوگیری از انتشارکتب مضر و نمایش فیلمهای ونمایشنامه های منافی با اخلاق و توسعه تفریحات وبازیهای سودمند وبهداشتی ورواج تعلیم وتربیت وترفیه حال آموزگاران وتعطیل قمار خانه ها را توصیه می کند. اما فری عقیده داشت که همیشه ازبین بردن عوامل جرم وانجام پیشنهادهایاو مؤثر نیست وگروهی از مجرمین بعلت وجود حالت خطرناک مرتکب جرم میشوند واقدام جامعه منحصرا باید درمقام مبارزه با حالت خطرناک صورت گیرد. یکی از تحقیقات جالب فری مطالعه وی درارتباط خودکشی با آدم کشی است او عقیده دارد که خودکشی دریچه اطمینانی علیه آدم کشی است در جامعه ای که خودکشی زیاد است آدم کشی کم است و بالعکس فری عقیده دارد که درکشور فرانسه بین آدمکش وجرح عمدی با تولید شراب ارتباط مستقیم موجود است باین معنی هرسال که تولید شرابدر فرانسه زیادتر میشود بهمان نسبت ارتکاب جرائم آدم کشی وجرج عمدی روبفزنی میگذارد.
انریکو فری تحقیقاتی در زمینه تکرار جرم در اروپا نموده وعقیده دارد که ارتکاب جرم از حالت حاد بحالت مزمن در می آید وبعقیده او تکار جرم در اروپا معمولا بین 50 تا 60درصد است یعنی پنجاه تا شصت درصد از بزهکاران در اروپا دارای سابقه محکومیت میباشد اما در تحقیقاتی که بعدا از طرف علمای حقوق جزا بعمل آمده نسبت مذکور را 30 تا 35 درصد دانسته اند. فری درکتاب جامعه شناسی جنائی بموضوع مهم دیگری که بناء«احکام محکومیت بدون مدت نامگذاری شده اشاره کرده می گوید: «زمان لازم برای تربیت واصلاح مجدد بزهکاررا نمیتوان قبلا تعیین نمود همچنانکه معقول نیست تعداد روزهائی که یک بیمار باید در بیمارستان بگذراند از پیش معین کرد:»درآغاز انتشار این فکر مخالفین حملات فراوانی به انریکوفری کردند واو را مورد انتقاد شدید قرار دادند ولی امورزه علمای حقوق جزا کم کم، باهمیت فری پی برده وفکر او را مورد ستایش قرارداده اند ودر بعضی از کشورها از قبیل اتازونی ازآن تبعیت میکنندهمچنین منشاءفکر شخصی کردن مجازاتها را که مورد قبول علمای جدید حقوق جزا قرار گرفته میتوان درآثار فری پیدا کرد زیرا او بود که عقیده داشت به جای مجازات جرم باید جرم را درمان واصلاح کرد و راه درمان واصلاح نیز بر حسب طبیعت مجرم فرق میکند و دو وسیله درمان که بیش از سایر وسایل امروزه مورد توجه وقبول جزائیون دنیا قرار گرفته از طرف فری کشف گردیده و آندو وسیله یکی آزمایش روانی وپزشکی مجرم و دیگری نظارت قوه قضائیه دردرمان بزهکاران واجرای مجازات است.
فری در مورد مجازات عقایدی جالب و بدیع ابراز داشته که در حال حاضر اهمیت آن بر هیچکس پوشیده نیست فری مجازاتی را که جنبه تنبیه داشته باشد رد کرده و مجازاتی که جنبه دفاعی و تربیتی داشته باشد پذیرفته است. فری مجازات دفاعی را برای مجرمین اصلاح ناپذیر مفید میداند و عقیده دارد که اینگونه مجرمین را بایداز جامعه طرد و بیکی از نقاط دوردست اعزام کرد گرچه امروزه بطور کلی با این فکر زیاد روی موافق نشان داده نمیشود ولی باز هنوز عده ای از علمای حقوق جزا مفید بودن آنرا قبول دارند و برای مبارزه با دسته بخصوصی از مجرمین که اصلاح و اعاده آنها بجامعه امکان پذیر نمیباشد راهی جز این طریق در نظر ندارند اما در مورد مجازاتهای تربیتی انریکوفری با مجازاتهای حبس کوتاه مدت مخالف است چه بعقیده او زندان خود یک عامل مولد جرم بشمار میرود و توصیه میکند که اینگونه مجازاتها بصورت دیگری از قبیل جبران خسارات به متضرر از جرم و آزادی توأم با نظارت در آید و رژیم سلولی حذف گردد و بجای آن زندانهای کشاورزی تأسیس شود و زندانیان در هوای آزاد و محیط باز بکار مشغول شوند. فری در این باره میگوید: در کشورهای آفتابی با آب و هوای ملایم مثل ایتالیا ایجاد زندانهای کشاورزی با کار در هوای آزاد بجای زندانهایی که گورستان زندگان بشمار میرود عامل مؤثر برای رفع عیوب طبیعی و اخلاقی است فری این مطالب را در چهل و اندی سال پیش گفته است ولی هنوز تازگی و اهمیت آن بر هیچکس پوشیده نیست و اکنون در هر کنگره بین المللی که فیلمی از تربیت و اصلاح مجرمین نمایش داده می شود و یا سخنرانی در راه خصوص اصلاح مجرمین ایراد می گردد اثر زندان های کشاورزی در اصلاح بزهکاران و صحت عقیده فری بیش از بیش ثابت و محرز میشود. در مورد احکام جزائی و فنون جزائی عقاید فری کمتر بمرحله عمل نزدیک شده است او در کتاب جامعه شناسی میگوید احکام جزائی فقط جنبه تحقیق و بررسی علمی درباره کسی دارد که به علت ارتکاب جرم ممکن است در آینده جامعه را تهدید کند و برای انجام این بررسی فری عقیده داشت که باید قضات متخصص و فنی تربیت و آماده گردند تا بتوانند مجرم را از نظر علمی مورد آزمایش قرار دهند و به همین جهت فری با دخالت هیأت منصفه در امور جزائی جدا مخالف بود همچنین با عفو عمومی و خصوصی و مرور زمان مخالفت می کرد و عقیده داشت که با این وسایل بافرادی که دارای حالت خطرناک هستند اجازه داده می شود که جامعه را مجددا مورد تهدید قرار دهند. از این مختصر مستوان بخوبی پی برد که افکار و عقاید فری در حال حاضر چقدر تازگی و رونق دارد و میتوان ادعا کرد که هنوز هم در تمام کنفرانس ها و کنگره های بین المللی حقوق جزا و جرم شناسی براساس اندیشه های بلند او بحثها و گفتگوهای فراوان میشود و اغلب گفته های او از بوته آزمایش صحیح و معتبر بیرون می آید و ارزش و اعتبار این استاد عالیقدر حقوق جزا و پدر جرم شناسی روز بروز افزایش مییاید و بما حق میدهد امروز که 35 سال از فوت او میگذرد از ارزش و مقام ارجمند علمی او سخن بگوئیم و از همکاران عزیز درخواست کنیم که در ضمن مطالعه کتب حقوق جزا و جرم شناسی هر جا که به نام فری برخوردند با تعمق و توجه بیشتری بعقاید و اندیشه های او بنگرند و از خرمن دانش و کمال او خوشه ای بر چینند.
مبحث چهارم-تاثیرات نظریات آنریکو فری
گفتار اول-ابداع جامعه شناسی کیفریجامعه شناسی کیفری می تواند به عنوان یک کاربرد ویژه از جامعه شناسی عمومی برای مشکل جرم و رفتار مجرمانه تلقی شود. از سوی دیگر جامعه شناسی منشائش، توسعه اش، ساختارش و کارکردش- یک علم تجربی ترکیبی یا عمومی از کل زندگی جامعه انسانی است. از این رو جامعه شناسی جنایی بسیار نزدیک شده به اینکه کل جرم شناسی چه در عرصه های تئوریک و چه عرصه های عملی آن باشد، تا بدان حد که دومی ارائه یک دیدگاه ترکیبی از مساله جرم و درمان امر جنایی را به عنوان یک کلیت هدف قرار می دهد. این بدان معناست که مولف ما پرفسور فری، آشکارا اصطلاح جامعه شناسی کیفری (به عنوان نام اثر حاضر)را می فهمد.
به طور کلی می توان گفت که در میان نویسندگان معاصر شاید هیچ کس نتوانسته به آرمان جامعه شناسی در برخورد با مشکل جرم به اندازه فری نزدیک شود.
گفتار دوم- آشتی دهنده مکتب جرم شناسی ایتالیایی و واقعیات انکارناپذیر جرم شناسیتوجه فری به جامعه شناسی بدان معنا نیست که او یکی از اعضای مکتب ایتالیایی جرم شناسی تلقی نمی شود. برای مطمئن شدن در برخی جهات او جدا از سایر اعضای این مکتب قرار می گیرد زیرا نگاهش به مساله جرم ترکیبی تر و فراگیر تر است. مکتب ایتالیایی جرم شناسی، که می تواند به وسیله روش تبیین، معرفی شود، عموما بر فاکتورهای زیست شناختی در جرم تاکید دارد. بر این اساس آنها تاکید زیادی بر مطالعات انسان شناختی از مجرم و تاکید ویژه ای بر دکترین مجرم بالفطره بطوری که یک تیپ آناتومیک روشن را شکل می دهد، دارند.
فری تا چه حد بر این دکترین های تیپیکال صحه می گذارد ما باید بررسی کنیم. کفایت می کند که در این جا گفته شود که او به عنوان یک شاگرد لمبروزو آماده است که ببیند آن حقایقی که در این نظریات وجود دارد. بر این اساس فری متمایز است به عنوان یک مدافع مکتب ایتالیایی و به عنوان آشتی دهنده نظریات آنها با واقعیت های ظاهرا متعارض در عرصه جرم شناسی.
گفتار سوم- ابداع نگاه ترکیبی به علت جرمفری یک نگاه ترکیبی به مساله جرم که به حق باید جامعه شناختی خوانده شود، به ما ارائه می دهد. ممکن است تئوری او را به اختصار این گونه بیان کرد که او جرم را ناشی از ناهنجاری اجتماعی و بیولوژیک می یافت که حداقل در بخشی حقیقتا توسط نیروهای فرا اجتماعی تولید می‎شود.


دکترین فری اساسا از به رسمیت شناختن سه مجموعه متفاوت از عناصر جرم تشکیل می‎شود: یعنی آنهایی که مربوط به محیط جغرافیایی یا فیزیکی هستند، آنهایی که مربوط به اساس شخصیت افراد هستند و آنهایی که به محیط اجتماعی ربط دارند. فری این سه عنصر متفاوت را انسان‎شناختی، فیزیکی یا زمینی و اجتماعی نامید.
1. فاکتورهای انسان شناختی، جنسیت، سن، نژاد، طبیعت ارگانیکی و جسمی را شامل می شود، به خصوص ناهنجاریهای فردی، خواه جسمی باشد یا روحی، اکتسابی باشد یا وراثتی...